امام علی (ع) فرمودند: زن باردار هیچ خوراکی نمی خورد و هیچ دارویی به کار نمی گیرد که برتر از خرمای تازه باشد.

مسابقه خاطره نویسی مامانم دوره اول

مسابقه خاطره نویسی مامانم دوره اول

سلام خانومای گل از امروز مامانم می خواد براتون مسابقه برگزار کنه ، مسابقه خاطره نویسی . یکی از بهترین لحظات زندگی هر خانمی لحظه ایه که می فهمه داره مامان میشه، شما هم این لحظه ناب رو تجربه کردین لطفا خاطره و حس این لحظه رو و اینکه چطوری به همسرتون گفتین که ذوق کرد.. منتظر خاطره های فوق العادتون هستم

  • من هم بچه ی اولم پسر بود که از دست دادم،حقیقتش چون نتونستم اون پسرم و بقل کنم و ببینمش خیلی ناراحت بودم بخاطر همین وقتی باردار شدم از خدا خواستم که اول بچه ی سالم بهم بده دوم گفتم خدایا تو از دلم خبر داری خیلی دوست داشتم که دوباره بهم پسر بده،که همین هم شد که من الان تو هفته ی بیست و شش بارداريم هستم ،بچم هم پسر،از خدای متعال هم خیلی ممنونم که دلمو نشکوند ویکی دیگه به جاش داد،ایشالله که همتون یه نی نی سالم و صالح به دنیا بیارین،از همتون هم التماس دعا دارم،برای نی نی من هم دعا کنید که سالم به دنیا بیاد،ممنونم???

  • باسلام من مادره 20ساله هستم زمانی ک فهمیدم باردار هستم با کلی ذوق و شوق ب همسرم اطلاع دادم با خوشحالی همسرم ذوق و شوق من دوچندان میشد برای اولین دفعه ک لگد زد حس کردم تمام دنیا رو بهم دادن در پوست خود نمیگنجیدم وقتی برای تعیین جنسیت رفتم و فهمیدم این موجودی ک ب زندگی ما شادی بخشیده ی پسر کوچوی نازه بی صبرانه منتظر ب دنیا اومدنش بودم بالاخره 9/2/95 نفس مامان ب دنیا اومد وقتی برای اولین بار بهش شیر دادم خیلی خوشحال و ذوق زده بودم و الان پسر کوچوی ما 6ماهه است اقا حسام گل

  • منو همسرم وقتی متوجه شدیم باردارم با یه جعبه شیرینی رفتیم خونه پدرشوهرم و به اونا اطلاع دادیم و تلفنی به دلیل دور بودن خانواده من به اونها هم اطلاع دادیم چون نوه اول دو طرف بود و بعد از شش سال به اصرار دو خانواده قبول کردیم بچه دار بشیم و دوران بارداری فوقالعاده بدی داشتم تا روز زایمانم که بعد از هجده ساعت درد و بدنیا نیومدن برسامم سزارین شدم و از ذوق اینکه بالاخره بعد از این همه اذیت شدن خودش و مامانش دنیا اومده فقط اشک ریختم و صداش میزدم و اونم بی صدا و بدون گریه گوش میداد تا شک کردم و به دکتر گفتم سالمه؟گفتن آره فقط چون شیرازیه حال نداره گریه کنه و بعد هم همسرم رو سرم اومدم و بعد هم پدر و مادر عزیزم که با زجر من زجر کشیده بودن و چشماشون از زور گریه کاسه خون شده بود در کل زایمانم اصلا خوب نبود و هنوزم کابووس میبینم اما صدای نفسای بچه ام همه ی بدی های زایمان و بارداریمو از یادم برد ان شالله هر کسی دوست داره اونجوری که دوست داره زایمان کنه و تندرست باشه

  • خانومای گل و عزیز لطفا برای ماهم دعا کنید. هنوز اقدام نکردیم .اماهمش ترس تو وجودمه. نمیدونم چیکارکنم که آروم شم . بچه خیلی دوست دارم. خودم معلمم. اما هرزمان میخواهیم اقدام کنیم انگار نمیشه. انشالله خدا بچه های نازتون رو درپناه خودش حفظ کنه .امین♥♥♥

  • من کلا باردار نشدم

  • خخخخخخ

  • سلام من همسرم تازه میخوایم صاحب بچه بشیم ۲۲ ساله عروسی کردم و ۲۷ ساله حمیدرضا گلم به دنیا اوردم ۹۶ به دنیا اومد ۲۸ اردیبهشت حس مادری یهترین حس تازه قبل حمیدرضا یکی دیگه اوردم ۳۰ روز زودتر یه دنیا اومد مرد?